آرامگاه یعقوب لیث صفاری

شناسه محتوی: 
161016167
واحد جاذبه‌های گردشگری تارنمای ایران چهار راه:
آرامگاه یعقوب لیث صفاری، که بین مردم بومی منطقه اسلام آباد، به بقعه شاه ابوالقاسم نیز معروف است، سالهای سال است که در قسمت شمال شرقی روستای شاه‌آباد در5 کیلومتری جاده دزفول - شوشتر در استان خوزستان قرار دارد.
یعقوب لیث صفاری

گنبد بلند مضرس (دندانه دار) سفید رنگ  آرامگاه یعقوب لیث صفاری از بهترین نوع گنبد های مخروطی واقع در خوزستان است. بنای آرامگاه دارای یک ورودی به درون آرامگاه است که پله خورده و سطح داخلی آرامگاه را از سطح بیرونی آرامگاه جدا می سازد. سازه اصلی بنا خشت خام با اندازه های 30 x20 دارای نقوش برجسته و ملات آن گچ و خاک است و در داخل ستونهای از نی بعنوان مصالح ساختمانی استفاده شده است. این آرامگاه با شماره 2550 در آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

اما چرا این آرامگاه به نام یعقوب لیث صفاری معروف شده است؟ بنا به گفته های مردم محلی در حدود 30 سال پیش کتیبه ای بر روی دیوار گنبد قرار داشته که به خط عربی نام یقعوب لیث سردار بزرگ و نخستین شهریار ایرانی نگاشته شده بود، اما اکنون با اسپری مشکی رنگی نام یعقوب را پاک کرده اند و جالب آنکه هیچ  معرفی نامه ای نیز از این جایگاه وجود ندارد. تابلوی میراث فرهنگی نیز با همان رنگ سیاه مخدوش شده است و گویا حداقل تصمیمی برای بازسازی تابلو میراث که عمرش بیشتر از 15 سال نیز نیست، وجود ندارد.

اگر در گرداگرد آرامگاه، بچرخید قبرستانی بزرگ مشاهده می کنید که سنگ قبرهای قدیمی آن به قدیمی بودن این بنا گواهی می دهد. شوربختانه آرامگاه در وضعیتی قرار دارد که بازدید کننده باورش نمی شود که مقام بزرگی همچون یعقوب لیث صفاری در اینجا آرمیده است. بر آجرهای قدیمی آرامگاه با میخ هایی زنگ زده، سیم های بلندگو و مهتابی نصب شده است که جای تأسف دارد در صورتیکه می توانستند به دلیل محوطه مناسبی که آرامگاه دارد، نور پردازی بسیار زیبایی از سطح زمین بر روی بنا داشته باشند . اما تنها تعدادی مهتابی و چند چراغ که در پارک های عمومی نصب می شود با لامپ 100 روشن کننده محیطی به آن بزرگی است، پس اگر تصمیم به دیدن اینجا دارید بی شک بایستی پیش از غروب خورشید در آنجا باشید. همچنین چون مردم محلی بر این باورند که اینجا بقعه شاه ابوالقاسم است بر روی جایگاههایی که طاقچه های تزئینی بنا می باشند،اقدام به روشن کردن شمع و در نتیجه سیاه شدن آجرهای قدیمی بنا شده است.

در ورودی به داخل آرامگاه بیشتر زمانها بسته می باشد، و شما برای ورود به درون آرامگاه بایستی نزدیکی ظهر یا غروب به آرامگاه بروید تا کلید دار آرامگاه در آنجا حاضر بوده و در را برای شما باز نماید.

اگر شما دوستدار ایرانگردی هایی با چادر هستید و مایل به برپا کردن چادر می باشید، کنار مقبره جایگاه مناسبی است، اما فردی که مراقبت از آرامگاه را بر عهده دارد به شما اجازه چنین کاری را نخواهد داد، زیرا پیش از این بسیاری در آنجا چادر زده و محوطه آرامگاه را کثیف کرده و رفته اند، در نتیجه ایشان اجازه برپا کردن چادر به شما نخواهد داد اما در صورت اجازه گرفتن از ایشان حواستان به تند بادهای فصلی خوزستان باشد.

اما بد نیست در اینجا به شخصیت یعقوب لیث صفاری نیز بپردازیم و توضیح مختصری درباره این شخصیت بزرگ ایرانی بدهیم.

از میانه های قرن سوم هجری، عباسیان دچار هرج و مرج شدند و ملودی سقوط عباسیان به آرامی در حال نواخته شدن بود. این روند ادامه داشت و در اوج این هرج و مرج رویگرزاده ای سیستانی به نام یعقوب بن لیث بن معدل بن حاتم بن ماهاری صفاری، با قدرتی پایان ناپذیر و اراده ای پولادین برای استقلال دادن ایرانیان بپا خاست.

 دارلیث چهار پسر داشت: عمرو، طاهر،علی و یعقوب که از این پسران، طاهر در نبردی در منطقه بست کشته شد، علی به خدمت رافع بن هرثمه در آمد و یعقوب و عمرو به پادشاهی رسیدند.

یعقوب همانند پدر نخست رویگر بود،اما روح سرکش او به این پیشه راضی نمی شد پس پیشه پدر را ترک گفت و به عیاران پیوست. در همین زمان خوارج در خراسان سر به شورش نهادند و خلیفه عباسی فردی به نام صالح بن نصر کنانی را مآمور دفع شورش کرد. صالح پس از کسب موفقیت در خواباندن شورش خوارج ، آوازه ای بهم زد و یعقوب و برادرش عمرو نیز به او پیوستند. پس از در گذشت صالح نخست درهم بن حسن برگزیده شد، اما به دلیل بی کفایتی ارتشیان از او رو بر تافته و گرد یعقوب جمع شدند. از آن پس روز به روز به هواداران یعقوب افزوده شد و به یاری همان یاران نخست سیستان را آزاد کرد.سپس بر پادشاه کابل رتبیل(زنبیل) چیره گشت و هوشنج و هرات را به سرزمنیهای آزاد افزود. یعقوب سپاه خود را به فارس گسیل داشت و با شکست فرمانروای فارس آنجا را نیز آزاد کرد. پس از آن بلخ، بامیان و گردیز به قلمرو ایران آزاد افزوده شد.

پس از این یعقوب در گیر خاموش کردن شورشهایی شد که در قلمروش روی می داد و سپس نیشابور و گرگان و ری را به سرزمین ایران بازگرداند. یعقوب احساس کرد دیگر زمان آن رسیده که با خلیفه رو در رو شود و از او بهانه ای گرفته و ایران را از دست عباسیان آزاد گرداند، پس با نامه ای به خلیفه نخست درخواست حکومت سیستان و خراسان و گرگان و فارس و ری را کرد و همچنین خواستار فرمانروایی کل خلیفه شد، اما خلیفه به این امر روی مثبت نشان نداد، و زمانی که او با ارتشی از سربازارن ایران تصمیم به یورش به بغداد را گرفت، خلیفه از این جنگ ترسید پس در خواست حکمرانی او راپذیرفت، اما در خواست فرمانروایی کل خلیفه را رد کرد.  بالاخره پس از تهدیدهای دو طرفه جنگی بین یعقوب و سپاه خلیفه در نزدیکی اهواز در منطقه ای به نام دیرالعقول رخ داد. در این میان خلیفه مسلمانان اعلام کرد که یعقوب به گناه (کفر) آلوده است و او براستی یک گناهکار (کافر) است و سربازان یعقوب بایستی به سربازان اسلام پیوسته و اسلام را از دست یعقوب کافر برهانند. تبلیغ دیوانه وار و پلید مذهبی مارهای بغداد بر روی اندیشه سربازان ساده دل و خوشباور ایرانی اثر گذاشت. بنا براین بسیاری از آنان به سربازان اسلام پیوسته و بجنگ با یعقوب برای رهایی بغداد و خلیفه و اسلام از دستان کافرنامی به نام  یعقوب پرداختند! یعقوب با وجود شجاعت و جنگاوری، بخاطر پیوستن بسیاری از سربازارن ایرانی به سربازارن خلیفه ،از حریف شکست خورده و به اهواز عقب نشینی کرد.کوشش ناپیروزمندانه او برای گرفتن بغداد، پایتخت خلیفه اسلامی، سبب نومیدی وی از ساده دلی مذهبی و نا آگاهی سیاسی سربازان ایرانی گردید. یعقوب جنگ با بغداد را بپایان برد در حالیکه او بسیار به برچیدن همیشگی سنّت خلیفه گری در بغداد و پس از آن در سراسر جهان نزدیک بود .شوربختانه یعقوب لیث صفاری به دلیل بیماری در نزدیکی اهواز درگذشت و پرونده این سرباز بزرگ سرزمین ایران بسته گردید.

داستانی در مورد یعقوب وجود دارد که دانستنش خالی از لطف نیست. گویند زمانی که یعقوب در بستر بیماری افتاده بود، خلیفه پیکی با هدیه هایی گرانبها برای او فرستاد وحکومت فارس را بر وی ارزانی داشت. یعقوب در حضور پیک نان و پیاز و شمشیر درخواست کرد و پس از آوردن آنها به پیک رو کرد و گفت: به خلیفه بگو من خسته و وامانده ام. اگر بمیرم، تو و من از دست یکدیگر خلاص می شویم، ولی چنانچه زنده بمانم این شمشیر میان ما دو نفر حکم خواهد کرد.اگر تو پیروز شوی من به همین نان و پیاز قناعت خواهم کرد. گویند هنوز پیک خلیفه به  بغداد نرسیده بود که بزرگ مرد ایرانی در آغوش مادرش سرزمین ایران آرمید.

گاه (زمان) مناسب برای بازدید از آرامگاه شیر مرد ایرانی روزهای نخستین اسفند تا روزهای پایانی فروردین ماه می باشد. همراه خود می بایست دوربین، کرم ضد افتاب، عینک دودی یا کلاه قاب دار داشته باشید.

تهیه کننده: 
نانسی شیروانی
سرچشمه محتوی: 
پایگاه خبری صنعت حمل و نقل و گردشگری ایران چهار راه | www.iran4rah.com
لینک کوتاه شده محتوی: http://iran4rah.com/node/167

افزودن دیدگاه جدید