آتشگاه پیر ساسانی اصفهان ( دژ ماربین)

شناسه محتوی: 
16033175
واحد جاذبه‌های گردشگری تارنمای ایران چهار راه:
در 8 کیلومتری غرب شهر اصفهان بنایی با کهولت بسیار بر روی تپه ای مخروطی شکل تکیه زده است. پیرمردی که در روزگار جوانیش برای خود شکوه و ابهتی داشته است؛ اما ما مردمان فراموشکار خدمت های او و زیبایی آن را اکنون از یاد برده ایم و حتی نظاره گر بیماری و رنجوریش هستیم و دم بر نمی آوریم که چرا به این پیر اصفهانی یاری نمی رسانید. یعنی یک اصفهانی پیدا نمی شود که برای این پیر رنجور دکتر، دوا و درمانی بیاورد؟
آتشگاه پیر ساسانی اصفهان ( دژ ماربین)

به این پیر نیک چهره، آتشگاه می گویند و عصای تکیه زده بر آن تپه ی مخروطی شكل به ارتفاع پنجاه متری است كه در بالای آن ويرانه هایی خشتی این بنای باشکوه به چشم می خورد. به گفته ی اهل فن، اين ويرانه ها اساس و بنياد يك آتشكده از دوره ی ساسانيان بوده كه بعدها در دوره های اسلامی آثار ديگری بر آن افزوده شده تا از آن برای کارهای دیگر استفاده شود، اما چون او برای خدمت به ایران و ایرانی بنا شده بوده است به این کارها در دوره اسلامی اعتراضی نکرده و این بناها را در کنار خود همچون فرزندان و نوادگانش تا امروز برای ما نگه داشته است.
حمزه اصفهانی در قرن چهارم هجری قمری در کتاب خود با نام سنی ملوک‌الارض والانبیا پس از نام بردن از آتشکده‌های اصفهان به آتشگاه نیز اشاره می کند و می‌گوید:"کی‌اردشیر در شهر اصفهان، به یک روز سه آتشکده بنیاد گذاشت. یکی را به هنگام بر آمدن آفتاب در جانب قلعه ماربین (ماربین، مهربین یا آتشگاه امروزی) به نام آتشکده شهر اردشیر، دوم آتشکده‌ای به نام ذروان اردشیر به هنگام ظهر در دارک از روستاهای خوار (برخوار کنونی) و سوم آتشکده مهر اردشیر در روستای اردستان."
جالب است در شهر اصفهان که سرشار از هنر اسلامی است، گویی مردمان هنرپرور و هنر دوستش فراموش کرده اند که هنر اسلامی اصفهان بانی و پدری دارد و بی شک هنراسلامی بسیار از زیبایی ها را از هنر ساسانی بعنوان استاد یاد گرفته است. اما گویی هنر اسلامی، حاضر به پذیرش مدیون بودنش به استاد یعنی هنر ساسانی را ندارد و سعی می نماید شهر اصفهان را به نام شهری تنها با هنر اسلامی از آن خود سازد، گویی که تنها اوست که این شهر را تسخیر نموده است، غافل از اینکه این پیرساسانی با تکیه خود بر تپه ماربین مانند پرچمی کم رنگ اما کماکان برافراشته به مردم شهر و گردشگران یادآوری می کند که هنر اسلامی شهر وام دار هنر دوران ساسانی است که با گردش روزگار و جدید شدن و افزایش تجریه و فن آوری معماران به صورت هنر اسلامی به بالندگی رسیده است. آتشگاه،کهن ترین بنای موجود در اصفهان است. بناهای زیبای اصفهان با تمام زیبایی خیره کننده و شهرت جهانیشان نمی توانند در برابر قدمت و کوله باری از تجربه این پیرمرد ساسانی حرفی بزنند هر چند این پیرمرد از موفقیت شاگردانش در جهان و پر آوازه نمودن نام ایران ناراحت نیست و شادمان است و گویی رسالت بزرگش را انجام داده است زیرا بی ادعا و بی سرو صدا در بالای همان تپه روز نخستش نشسته و نظاره گر رشد و فزونی اصفهان و آثارش است.
     خشت هايی كه در ساختمان اين آتشكده به كار رفته است، از نظر اندازه بسيار قابل توجه هستند. ساسانیان در آثار خود بسیار کم از خشت های خام با ابعاد بزرگ استفاده می کردند و معمولا سعی به بنای بناهایی با سنگ و خشت های خام بعنوان دیواره ها در ابعاد کوچک می نمودند، اما در آتشگاه این سنت معماری ساسانی تغییر کرده و در ساخت آن از خشت های خام بزرگی استفاده کرده اند. برخی از این خشت های خام طولی40 سانتيمتری و ضخامتی 14 سانتی متری دارند. همین سنت شکنی، سبب شده كه گروهی از باستان شناسان قدمت اين بنا را بسيار فراتر از عصر ساسانی و آن را مربوط به تمدن عيلامی بدانند که بیشتر از اینگونه خشت های خام برای ساخت بناهای خود بهره می بردند که البته هنوز این نظریه اثبات نشده است.
ابن خردادبه در قرن سوم هجری در کتابش المسالک والممالک می‌گوید:"در قریه مارابین، قلعه‌ای از بناهای تهمورث موجود است و در آن آتشکده‌ای ست". ديگرتاریخ نگاران قديم پا را از او فراتر نهاده و به این بنای کهن نسبت استوره ای می دهند و آن را از آثار دوره ی كيكاووس (پادشاه دوران رستم و ديو سپيد) برشمرده اند.
    بنای آتشكده به عنوان قديمی ترين اثر تاريخی شهر اصفهان جالب وتماشايی است.گفته می شود كه در روزگار قديم، در مجاورت  آتشگاه اقامتگاهی برای موبدان و زائران وجود داشته كه امروزه هيچ اثری از آنها بر جای نمانده است. اصولاً بناهای اطراف آتشكده، چون در معرض تأثير عوامل جوی قرار داشته و هيچ گاه نسبت به تعمير و ترميم آنها توجهی نشده،در گذر روزها و در اثر فرسايش رو به ويرانی و انهدام نهاده است. در کنار آتشگاه، اتاقها و ساختمانهایی در چهار جهتِ تپه دیده می شود که تا زیرِ اتاقکِ آتشگاه ادامه ‌یافته‌اند و شوربختانه اکنون تنها سازه‌های بخشِ شمالی و بخشی از قسمتِ شرقی سالم مانده‌اند که همین بخشهای بازسازی شده نیز مربوط به بازسازیِ این بنا در دوره پهلوی می باشد زیرا با کمی دقت و ریز نگری می توان بر رویِ برخی از خشت‌های بکار رفته در سازه‌های بخشِ شمالی عددِ ۱۳۵۲ را دید که در قالبِ خشت‌ها نگاشته شده است و گویا مربوط به سال بازسازی می باشد.
از ديگر اثار بر جای مانده بر تپه، ويرانه های برجهای ديده بانی دوره ی ايلخانی است. گویا در دوره ایلخانیان به دلیل مشرف بودن این تپه به شهر و دشتی که شهر اصفهان در آن بنا شده است، از این آتشکده برای دیده بانی استفاده می کردند و به محض مشاهده دشمن با بر افروختن آتش به بخشهای پایین تپه علامت داده و آنگاه سواری تیز پا برای رساندن خبر خطر به سمت شهر رهسپار می گردیده است. 
هما نطور که ایلخانیان درک کرده بودند و ساسانیان نیز بی شک به همین دلیل آتشکده زیبای خود را به همین جهت در این منطقه بنا کردند، بهترين منظره ی جلگه ی سر سبز اصفهان و رود زاينده رود از فراز اين تپه قابل مشاهده است. تصوير نفس گير بستر نقره فام زاينده رود كه همچون ماری سحر آميز و مقدس در مسير خود آبادانی و بركت می آفريند، سبب شده كه منطقه ی مسكونی – ماربين (مارنان)- از گذشته ای دور در اطراف آتشگاه بوجود بيايد و از آنجا که زاینده رود مار سحر انگیز اصفهان با حرکت خود برکت و آبادانی به ارمغان می آورد همچنان از بالای عصای این پیر ساسانی قابل دیدن است. کسی چه می داند شاید تنها بارقه امید، پیر ساسانی همین است که شاید روزی سواری نیک اندیش از جانب شهر بیاید تا برایش پیامی آورد که ای پیر، شادمان باش که مردمان از خواب برخاسته اند و برای درمان زخمهای کهنه وارد شده بر پیکره ات که کماکان توسط تازیانه تغییر پی در پی آب و هوا بر پیکره نحیفت وارد می شود، می خواهند دکتر و درمان بیاورند. هر چند روزگاری این اتفاق افتاد و پیرمرد شادمان گشت، اما سواران برای درمان نیامده بودند، آمده بودند که بخشی از چهره پیرمرد را خراش بدهند و با بنای مخزن آب بی هویت  و بسیار کریه منظری، برای دوره ای کوتاه به مردم خوش خدمتی نمایند و بی توجه از کنار این پیرساسانی گذشته و شاید در ذهن به او ناسزا گفته اند که کاش نبودی و ما مخزن را در جایگاه تو می ساختیم تا هم همگان خوش خدمتی ما را ببینند و هم دیگر کسی از این بالا تابلوی زیبای اصفهان و زاینده رودش را نبیند.
 بهرحال پیر ساسانی با پله های رنگ و رو رفته و بسیار فرسوده اش که شاید دندانهای پیری او باشندو شسته شدن بسیاری از باریک راههایش که نشانی از چین و چروک رخسارش می باشند، کماکان سرپا ایستاده تا شاید آن سوار نیک اندیش بیاید و نا امید نیست و مقاومت می کند.
 شاید آن سوار نیک اندیش به انگیزه ای نیاز دارد، به او می گویم برای یافتن انگیزه تنها به گفتار صادق هدایت در کتاب اصفهان نصف جهان درباره آتشگاه نگاهی بیاندازد تا بداند این پیرمرد در تمام طول زندگیش با افتخار زیسته است و با استقامت و راست قامتیش نوید دهنده مقاومت و قدرت ایرانیان بوده و هست و می خواهد شکوه ایرانیان را در تمام اصفهان فریاد بزند پس یاریش کن که در هنگام فریاد زدن و جلب نظر همگان چهره ای زیبا داشته باشد. 
هدایت درباره اش می گوید:"کوه آتشگاه، روز آبادیش، شکوه مخصوصی داشته‌است. این پرستشگاه مانند مسجد و کلیسا دورش دیوار نداشته و چیزی را از کسی نمی‌پوشانیده. مانند آتش؛ سره و پاکیزه بوده. همان آتش جاودان نماینده پاکیزگی و زیبایی که به سوی آسمان زبانه می‌کشیده و در شب‌های تار، از دور، دل‌های افسرده را قوت می‌داده و از نزدیک، با پیچ و خم دلربا، با روان انسان گفتگو می‌کرده." او منتظر آن است که حال ما مرهمی بر روی دردهای ویرانی اش بکشیم و لباسی درخور او برتنش نماییم و بخاطر خدماتش از او سپاسگزاری کنیم.
گاه (زمان) مناسب برای بازدید این بنا، فروردین، نیمه نخست اردیبهشت، نیمه دوم شهریور تا پایان مهر ماه می باشد ، اما همراه خود دوربین، کفش راحتی و عینک آفتابی و کرم ضد آفتاب یا کلاه قاب دار به همراه داشته باشید.

تهیه کننده: 
محسن زورمند
ویراستار: 
کاوش ساعی
سرچشمه محتوی: 
ایران چهارراه
لینک کوتاه شده محتوی: http://iran4rah.com/node/75

افزودن دیدگاه جدید