راه آهن جاده ابریشم فرشته مرگ یا نجات کامیونداران ایرانی؟

شناسه محتوی: 
171024891
واحد گزارش خبری تارنمای ایران چهار راه:
احیای جاده ابریشم از دیرباز در پیش روی، دیدگاه کشورهای قرارگرفته در مسیر این جاده بوده است. جاده ای که گذر زمان دگر بار در یک سوی آن قدرت اقتصادی به نام چین را قرارداده است و در سوی دیگر اروپای کهنه کار. دراین میان چین برای توسعه تجارت جهانی خود با بررسی و آینده نگری، سرمایه گذاری های گوناگونی می کند که نمونه بارز آن در آفریقا و پاکستان مشهود است.
راه آهن جاده ابریشم فرشته مرگ یا نجات کامیونداران ایرانی؟ - پایگاه خبری صنعت حمل و نقل بین المللی و گردشگری ایران چهارراه

مدت زیادی نیست که چین از مسیر روسیه، بلاروس و کشورهای اروپایی، تا انگستان محصول خود را با راه آهن حمل کرده است اما گویا هزینه ها بسیار گزاف بوده است بخصوص در زمستان که بیگمان چالش های بیشتر خواهند بود؛ ازاین روی چینی ها دگر بار به یاد جاده ابریشم معروف که میراث پدران خود افتادند. در این میان ایران ما نیز در بین این مسیرآهنی قرار گرفته است و با توجه به سرمایه بالای خط آهن نسب به سایر بستر سازی ها و البته عمر مفید بالای آن سبب شده است ایران نیز در این راستا بر تلاش خود بیافزاید، اما این تلاش منافع و مشکلاتی را پیش روی ایران گذاشته است.

 پس از رایزنی‌های گسترده، برنامه‌ریزی برای حرکت ترانزیتی قطارهای باری چین به مقصد ایران نهایی شده است تا این قطارها پس از عبور از کشورهای قزاقستان و ترکمنستان راهی مطمئن برای رساندن کالاهای چینی به خاورمیانه و خلیج فارس پیدا کنند. این موضوع در جریان دیدار بین معاون بهره‌برداری و سیر و حرکت راه آهن ایران و مدیرکل همکاری‌های اینچوآن - تهران مورد بررسی دوباره قرار گرفت تا در توافقی کوتاه مدت اعزام ۶ قطار باری از اینچوآن به تهران تا پایان سال جاری میلادی نهایی شود. این قطار از منطقه اینچوآن کشور چین حرکت کرده و در مدت زمان ۱۴ روز پس از عبور از قزاقستان و ترکمستان به تهران خواهند رسید.
در کنار این موافقتنامه که می‌تواند در آینده به حرکت دائمی قطارهای چینی میان دو کشور منجر شود، ایران درخواست دیگری را نیز به طرف چینی ارائه کرده است. ایران از چینی‌ها خواسته است بررسی طرح ادامه حرکت قطارهای چین از ایران به سمت مقاصد اروپایی را نیز در دستور کار خود قرار دهد، موضوعی که با توجه به صرفه اقتصادی و اهمیت استراتژیک باز شدن مسیر اروپایی برای چین از طریق ایران می‌تواند از سوی دولت پکن مورد تایید قرار گیرد.
در این دیدار پیشنهاد ایجاد پایانه کانتینری در مجاورت ایستگاه راه آهن تهران مورد استقبال هیات چینی قرار گرفت ضمن آن که طرف چینی از اعطای مشوق دولت خود برای معافیت هزینه حمل ریلی تا مرز چین خبر داد.
با نهایی شدن این پیشنهاد می‌توان انتظار داشت در کنار رشد قابل توجه سهم ریل در آمار ترانزیتی ایران که یکی از اهداف استراتژیک ایران در حوزه اقتصاد به شمار می‌رود، مسیری به عکس از اروپا به مقصد چین نیز با محوریت ایران آغاز به کار کند که هدف کلان ایران در تبدیل شدن به قطب ترانزیتی منطقه را عملیاتی کند.
اما بزرگترین مشکل در متن همین قراردادها و تفاهم نامه هاست. بیگمان حمل ریلی به دلیل ارزانی و ایمن بودنش نسبت به حمل کامیونی، سبب می شود که شرکت های کامیون در حال کار ترانزیتی بین ایران و اروپا و حتا ترکیه و اروپا به زودی با مشکل مواجه شوند، بخصوص شواهد امرنشان می دهد که ایران اصلن به این امر توجه خاصی ندارد و فقط در پی عملیاتی شدن وعده ترانزیتی شدن در خاورمیانه است و بدون بررسی یا گزارشی در مورد عوارض ناشی از این موضوع.

نخست اینکه تصمیم به ترانزیت ریلی، خبر خوبی برای اروپایی ها بخصوص آلمان است زیرا صاحب قدرت در زمینه ایجاد هاب های ترانزیتی هستند. بیگمان آلمان ها در یکی از شهرها به یاری شرکت های بزرگ حمل و نقل خود هابی را خواهند ساخت تا محموله های به مقصد ایران با کامیون به این هاب منتقل شده و یکجا با قطار به ایران ارسال شود و از آنجایی که هیچ شرکت ایرانی قدرتمندی در این اروپا فعال نیست، بیگمان ایران این عرصه را از دست خواهد داد.

از دیگر منفعت های خط آهن آن است که ایران می تواند بخش دریایی خود را نیز پویا سازد بگونه ای که برخی محموله های دریایی از هند و سایر کشورها از بنادر ایران بطور مستقیم با قطار به اروپا حمل گردند. بیگمان به صرفه شدن مسیر ریلی با توجه به سرعت بهتر حمل ریلی نسبت به کشتی این مسیر ترانزیتی بیگمان بر روی تردد کانال سوئز نیز تأثیر گذارخواهد شد. راه‌آهن استراتژیک هرات – خواف نیز به عنوان اولین مسیر ریلی بین دو کشور ایران و افغانستان بسیار مهم است زیرا این راه‌آهن شمال افغانستان را از طریق ایران به خطوط ریلی در شمال و غرب از مسیری امن وصل می‌کند. از سوی دیگر ایران می‌تواند کالاهایش را از این راه به شمال افغانستان که پیوندهای دیرینه تاریخی با مردمانش دارد صادر کند. که این امر وجهه خوبی است اما بیگمان این مسیر برای اروپایی ها نیز مسیر خوبی برای انتقال کالاهایشان بدون کامیون تا افغانستان خواهد شد.

اما چالش بزرگ در این میان دپوی کانتینری خشک وعده داده شده به چینی ها در نزدیکی تهران می باشد. کاری اشتباه که با توجه به ترافیک تهران و مشکلات ترددی بیگمان بر مشکلات می افزاید.در صورت اتخاذ این تصمیم راه آهن بیگمان ایران را در صورت اتخاذ سیاست درست تبدیل به هاب ترانزیتی می کند اما این راه آهن صنعت کامیونداری و کامیون سازی ایران را از بین خواهد برد و این آفت ورود ره آهن خواهد بود.

ولی همانطور که عرصه دریایی می تواند از توسعه راه آهن بهره بسیار ببرد، چگونه باید این تهدید راه آهن و توسعه اش را به فرصتی برای کامیونداران تبدیل کنیم؟ بهترین راهکار آن است که مکان ها بنادر خشک را درست ارزیابی کنیم ومحل هایی را برگزینیم که از نظر زیست محیطی و زمین های مرغوب کشاورزی آسیب زننده نباشد و سبب از بین رفتن منابع خاکی و البته آبی کشور نشود. گزینه دپوی کانتینری تهران امری شایسته نیست، بهتر است این بنادر خشک به میانه راه چند شهر بزرگ با شهرک های صنعتیش قرار گیرد. مثلن زنجان محل مناسبی است برای دپوی کانتینری است زیرا نزدیک به قزوین، تهران و خود زنجان می باشد و بخش های شمال غرب کشور با کامیون به این محل متصل می شوند، اگر درمنطقه غرب نیز بندر خشکی تأسیس گردد می تواند سبب انگیزش صنایع شرقی عراق برای استفاده از بندرخشک غرب ایران برای صادرات و واردات کالا به و از اروپا والبته چین گردد و همین روش برای شرق، مرکز و جنوب کشور(بین چابهار و بندرعباس) پیاده شود. اینگونه کامیون های ایرانی می توانند پر کننده فضای بین کارخانه ها، انبارها و کشورها با بندرهای خشک ایران شوند و در صورت پیشه گرفتن سیاست درست در این زمینه، نه تنها کامیونداری ایران را دچار بحران نمی گردد، بلکه، سبب رشد و سود این شرکتها نیز خواهد شد.

دراین میان کریدورهرات به کاشغر در مسیرجاده ابریشم، حلقه مفقوده راه‌آهن با استاندارد بین‌المللی اروپایی است و مهم‌ترین مسیر انجام نشده راه‌آهن شرق دنیا، همین مسیر است که ضرورت دارد با اولویت بسیار در دستور کار دولت‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان و چین قرار گیرد. بعد از احداث راه‌آهن خواف به هرات، مسیر هرات به کاشغر برای تکمیل مسیر غرب به شرق، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بر حسب سیاست‌گذاری و تصمیمات استراتژیک ایران و همکاری کشورهای مسیر به‌ویژه افغانستان و تاجیکستان، که بخش مهمی از ایران فرهنگی هستند، می‌توان به احداث این کریدور فوق‌العاده هم امیدوار شد.  

سرچشمه گزارش: 
پایگاه خبری صنعت حمل و نقل بین المللی و گردشگری ایران چهارراه
تهیه کننده گزارش: 
کاوش ساعی
لینک کوتاه شده محتوی: http://iran4rah.com/node/891

افزودن دیدگاه جدید